رشيد الدين فضل الله همدانى
24
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
گفت مرا صاحبزمان مىگويد كه همنام و همكنيت پيغمبر است صلّى اللّه عليه و سلّم . گفتند او را به ما نماى . گفت هنوز وقت ظهور او نيست ، اما از كوه آواز قرائت قرآن مىتوان شنودن . سال دوم طلب رؤيت مهدى كردند . گفت از بهر او جايى عالى بسازيد تا بيرون آيد . از بهر او خانهاى عالى و جايى نزه بساختند به انواع فرش و طرح آراسته . روزى بيرون آمد . قرب ده هزار مرد بر او بيعت [ كردند ] . آنگاه بر سرير دولت ممكّن بنشست ، بغايت خوبروى و مليحشمايل و صبيح الوجه و فصيحلهجه و نيكوخلق بود . و اين فتنه به ايّام خليفه راضى بود به بغداد . و اين همه روايات و اقوال زعم اهل سنّت و جماعت است در انتساب مهدى . و غالب ظن آنست كه اينهمه مواضعهء عبّاسيان است و نصب ايشان است ، از بهر آنكه ما را بر ترتيب اين اقوال بيّنتى واضح است به آنكه مىدانيم كه ايشان قصد منصب عبّاسيان مىكردند و عبّاسيان قصد استيصال ايشان . و چون با ايشان چيزى به دست نداشتند و از شطارت و خطارت و راى و تدبير ايشان منزعج و مضطرب گشتند ، و چارهء ديگر ندانستند مگر آنكه در نسب ايشان طعن كنند تا مسلمانان در مجالس و محافل و انجمنها بازگويند ، و بر زبانها مقدوح و ملوم و مذموم باشند ، و بر چشمهاى مردم خوار و ذليل گردند ، و رغبت به دعوت ايشان نكنند . و شرط خردمند آنست كه سخن خصمان در مقابله و مواجهه شنوند تا صدق از كذب روشن شود . و دليل بر كذب دعوى و اشهاد بر صحّت اين معنى [ 8 ] سخن رضى موسوى است رحمة اللّه عليه كه نقيب النقباء عراق بود از قبل خلفا و مقدّم و سرور سادات ، و علم انساب نيكو مىدانست ، و در اين دو سه بيت اين معنى فرمود : شعر ما مقامى على الهوان و عندى * مقول صارم و انف حمىّ